کمی نصیحت!
مراقب افکار خود باشید زیرا به گفتار شما تبدیل می شوند!
مراقب گفتار خود باشید زیرا به رفتار شما تبدیل می شوند!
مراقب رفتار خود باشید زیرا به عادات شما تبدیل می شوند!
مراقب عادات خود باشید زیرا به شخصیت شما تبدیل می شوند!

بکوش که زیبایی در نگاه تو باشد
مراقب افکار خود باشید زیرا به گفتار شما تبدیل می شوند!
مراقب گفتار خود باشید زیرا به رفتار شما تبدیل می شوند!
مراقب رفتار خود باشید زیرا به عادات شما تبدیل می شوند!
مراقب عادات خود باشید زیرا به شخصیت شما تبدیل می شوند!

نقل از سایت www.salek.ir

نقل از سایت www.salek.ir

خانمي طوطي اي خريد. اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند. او به صا حب
مغازه گفت اين پرنده صحبت نمي كند. صاحب مغازه گفت:
آيا در قفسش آينه اي هست؟ طوطي ها عاشق آينه هستند ، آنها تصويرشان را در آينه
مي بينند و شروع به صحبت مي كنند.
آن خانم يك آينه خريد و رفت.
روز بعد باز آن خانم برگشت. طوطي هنوز صحبت نمي كرد. صاحب مغازه پرسيد:
نردبان چه؟ آيا در قفسش نردباني هست؟ طوطي ها عاشق نردبان هستند
آن خانم يك نردبان خريد و رفت .
اما روز بعد باز هم آن خانم آمد. صاحب مغازه گفت : آيا طوطي شما در
قفسش تاب دارد ؟ نه ؟ خب مشكل همين است . به محض اين كه شروع
به تاب خوردن كند، حرف زدنش تحسين همه را بر مي انگيزد. آن خانم با
بي ميلي يك تاب خريد و رفت .
وقتي كه آن خانم روز بعد وارد مغازه شد، چهره اش كاملأ تغيير كرده بود .
او گفت:
طوطي مرد .
صاحب مغازه شوكه شد و پرسيد:
آيا او حتي يك كلمه هم حرف نزد؟
آن خانم پاسخ داد:
چرا، درست قبل از مردنش با صداي ضعيفي گفت :
آيا در آن مغازه غذايي براي طوطي ها نمي فروختند؟

يك تاجر آمريكايي نزديك يك روستاي مكزيكي ايستاده بود كه يك قايق
كوچك ماهيگيري از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهي بود. از مكزيكي
پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تا رو گرفتي؟ مكزيكي پاسخ داد:
مدت زيادي طول نكشيد.
آمريكايي: پس چرا بيشتر صبر نكردي تا بيشتر ماهي گيرت بياد؟
مكزيكي: چون همين تعداد هم براي سير كردن خانواده ام كافيه.
آمريكايي: اما بقيه وقتت رو چه كار مي كني؟
مكزيكي: تا دير وقت مي خوابم، يك كم ماهيگيري مي كنم، با بچه هايم
بازي مي كنم، بعد مي رم تو دهكده مي چرخم . و با دوستانم شروع مي كنيم
به گيتار زدن و آواز خوندن و خوشگذروني.
خلاصه اين هم زندگي ماست.
آمريكايي: ببين من تو هاروارد درس خونده ام و مي تونم كمكت كنم. تو
بايد بيشتر ماهيگيري كني. اون وقت مي توني با پولش يه قايق بزرگتر
بخري. بعد با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم اضافه مي كني. اون وقت كلي
قايق براي ماهيگيري داري!
مكزيكي: خب بعدش چي؟
آمريكايي: به جاي اينكه ماهي ها رو به واسطه بفروشي، اونها رو مستقيمأ به
مشتري ها مي دي و براي خودت كار و بار درست مي كني... بعدش كارخونه
راه مي اندازي و به توليداتش نظارت مي كني... اين دهكده كوچك را هم
ترك مي كني و مي ري مكزيكوسيتي... بعدأ لوس آنجلس و از اونجا هم
نيويورك.... اونجاست كه دست به كارهاي مهمتري مي زني.
مكزيكي: اما آقا ! اين كار چقدر طول مي كشه؟ آمريكايي: پانزده تا بيست
سال!
مكزيكي: اما بعدش چي آقا؟
آمريكايي: بهترين قسمتش همينه: موقع مناسب كه گيرت اومد مي ري و
سهام شركتت رو به قيمت خيلي بالا ميفروشي! اين كار برايت ميليون ها
دلار عايدي داره.
مكزيكي: ميليون ها دلار!!! آه! خب بعدش چي؟
آمريكايي: اون وقت بازنشسته مي شوي! مي ري يه دهكده ساحلي كوچك،
جايي كه مي توني تا ديروقت بخوابي، يك كم ماهيگيري كني، با بچه هايت
بازي كني، بري دهكده و تا ديروقت با دوستات گيتار بزني و آواز بخوني و خوش بگذروني....
چلچراغ – شماره ۱۵۴
